گاهی اوقات تلویزیون تازه مسلمان های کشورهای دیگه نشون میده مثلا اونهایی که در امریکا یا اروپا هستن ،وقتی نوع حجاب و پایبندیشونو به فرائض دینی مقایسه می کنم با خودمون فرق از زمین هست تا اسمون ، خودمو می گم اسما مسلمونیم ولی در صورتی که اگ پای خیلی چیزا وسط بیاد کوچکترین ارزشی برای عقایدمون قائل نیستیم تازه من فکر می کنم این ظواهری که ما رعایتشون می کنیم عقایدمون هم نیستن چون بصورت جبری و از وقتی که به دنیا اومدیم با ما بوده که از پدر و مادر بهمون ارث رسیده ولی اونی که تو فلان کشور اروپایی مسلمون شده واقعا به این رسیده که اسلام دینیه که می تونه بهش وصل شه و اگه یه کسی هم ازش در مورد دلایل اسلام اوردنش بپرسن مطمئنا جواب های روشنی داره ، راستی اگه این سوال از ما پرسیده بشه چه جوابی داریم جز یه سری حرف های کلیشه ای که خودمونو هم قانع نمی کنه ، این مشکل فقط مشکل ما نیست بلکه مشکل اکثر کشورهای عربی و در کل کشورهاییه که اسلام دین حکومتیشونه ،چون هر چیزی خواه مقدسترینشون که دین باشه با قدرت همراه بشه شک نکن که به فساد کشیده میشه .من نظرم اینه که بهترین راه برای خارج شدن از این وضعیت خارج جدا شدن دین از سیاسته و ازاد گذاشتن افراد به انتخاب دین و مسلک خودشون و برداشتن محدودیت های اجتماعی به این معنی که شخص مجبور نباشه حتما تو خیابون روسری بزاره ، اخه وقتی طرف قلبا به گذاشتن روسری علاقه نداره دیگه اجبار ما چه معنی میده شاید بگید سبب انحراف دیگران میشه ولی به نظر من طرف مقابل اگه اینقدر ضعیف النفس باشه که با یه تار مو گمراه بشه ، همون بهتر که منحرف بشه تازه دختر یا پسری که دلش با دین نباشه حالا شاید زورکی یه روسری بزاره ولی در عوض مانتو یا شلوارشو طوری می پوشه که جلب توجه کنه .
مخلص کلام خدا عاقبت کشوری رو که عالمان دینیش صاحبان قدرتند رو به خیر کن واقعا نگرانم نگران نسلهای اینده ، همه با شتابی زیاد در حرکت به جلو هستند ولی ما در خوشبینانه ترین حالت در توقفیم.
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 23:33  توسط محمد
|